نویسندگان:
Omolbanin Taziki - Fatemeh Espahbodi - Maryam Alizadeh Forutan - Zahra Kashi
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
Zahra Kashi - Fatemeh sima Saeedian - Ozra Akha - Mohamad ali Hydari Gorgi - Saydeh fatemeh Emadi - Hamidreza Zakeri
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
Omid Sedighi - Atieh Makhlough - Zahra Kashi - Maryam Zahedi
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
Hamidreza Zakeri - Zahra Kashi
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
Z Hajheydari - Z Kashi - O Akha - S Akbarzadeh
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
Ozra Akha - Zahra Kashi - Atieh Makhlough
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
Atieh Makhlough - Shahram Ala - Zohreh Haj-Heydari - Zahra Kashi - Alireza Bari
کلیدواژه ها :
-
نویسندگان:
فاطمه اسپهبدی, شهرام اعلا, نرجس هندوئی
کلیدواژه ها :
بیماران همودیالیزی - آنمی فانکشنال - ویتامین C خوراکی و تزریقی - هایپراگزالاتمی
مقدمه: بیماران همودیالیزی مبتلا به کمبود آهن فانکشنال اغلب به درمان با اریتروپویتین پاسخ ضعیفی میدهند. مطالعهها نشان دادهاند که ویتامین C تزریقی میتواند در تصحیح آنمی این بیماران مؤثرباشد. در رابطه باویتامین C خوراکی مطالعههای محدود بوده و چنین اثری را نشان ندادهاند. این مطالعه با هدف مقایسهی اثر ویتامین C تزریقی و خوراکی در تصحیح آنمی فانکشنال در بیماران همودیالیزی سه مرکز درمانی استان مازندران انجام شد. مواد و روشها: 31 بیمار همودیالیزی که دارای فریتین سرم بیشتر از µg/L100، و هموگلوبین کمتر از mg/dL11 و درصد اشباع ترانسفرین کمتر از 30 درصد بودند، به طور تصادفی به دو گروه خوراکی و تزریقی تقسیم شدند. گروه خوراکی روزانه mg125 و گروه تزریقی هفتهای g5/1 (بعد از هر جلسه دیالیز mg500) وریدی به مدت دو ماه دریافت کردند. در ابتدا و پایان 8 هفته هموگلوبین، آهن، ظرفیت آهن، فریتین و اگزالات سرم اندازهگیری و درصد اشباع ترانسفرین ا استفاده از فرمول محاسبه شد. یافتهها: تغییر میانگین هموگلوبین در طول دورهی درمان در گروه خوراکی g/dL7/0±1/1 و در گروه تزریقی g/dL 1±1/0 بود و از نظر آماری این افزایش در گروه خوراکی به طور معنیداری بیشتر از گروه تزریقی بود (02/0=p). تغییر میانگین فریتین سرم و درصد اشباع ترانسفرین در طول دورهی درمان بین دو گروه از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشت (3/0=p، 5/0=p). تغییر میانگین در اگزالات سرم در گروه خوراکیmg/L 4/0±05/0 و در گروه تزریقی mg/L 3 /0±1/0 بود و از نظر آماری تفاوت معنیداری بین دو گروه دیده نشد(3/0(p=. نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه و اثر ویتامین C خوراکی در بهبود آنمی ناشی از کمبود آهن فانکشنال و با توجه به مصرف راحتتر و قیمت ارزانتر آن نسبت به فرم تزریقی تجویز آن در بیماران همودیالیزی توصیه میگردد.
نویسندگان:
فاطمه اسپهبدی, شهرام علا , نرجس هندویی
کلیدواژه ها :
ويتامين ث خوراكي و تزريقي - اگزالات سرم - بيماران همودياليزي
لاصه مقدمه: مصرف طولاني مدت ميزان بالاي ويتامين ث ممكن است خطر ابتلا به اگزالوزيس را در بيماران همودياليزي افزايش دهد. رسوب كريستالهاي اگزالات در بافتهاي حياتي بدن، خطر بروز بيماري هاي قلبي ـ عروقي و استخواني را افزايش مي دهد. بيماران همودياليزي به علت محدوديت غذايي و از دست دادن مقداري از ويتامين ث حين دياليز با كمبود ويتامين ث مواجهند كه اين مسئله اين بيماران را در معرض بيماري اسكوربوت قرار مي دهد، تاكنون مطالعات متعددي در اين زمينه انجام شده كه اكثرا در رابطه با ويتامين ث تزريقي بوده و اثرات متفاوتي بر تغيير اگزالات سرم داشته است. هدف از اين مطالعه مقايسه اثر دو شکل ويتامين ث خوراكي و تزريقي، بر ميزان اگزالات سرم بيماران همودياليزی بوده است.
نویسندگان:
شهرام علا , زهره حاج حیدری, زهرا کاشی, زهره باری
کلیدواژه ها :
بررسی تأثیر پماد کاپسایسین ( کاپسیان 03/0 درصد ) در درمان خارش بيماران همودياليزي عطیه مخلوق 1 شهرام علا 2 زهره حاج حیدری 3 زهرا کاشی4 علیرضا باری5 زهره باری5چكيدهسابقه و هدف : خارش از مشكلات شايع بيماران تحت همودياليز، در مرحله نهايي بیماری كليوي (ESRD) است و حدود 60 درصد بيماران از آن رنج ميبرند. ازآنجاييكه علل متعددی دربروز آن دخيل است لذا درمانهاي متفاوتي توصيه شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسي تأثير كاپسيان در مقايسه با دارو نما در درمان خارش اورميك بيماران همودياليزي بود.مواد و روش ها : اين مطالعه در سال1386 به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور متقاطع، روی 34 بيمار همودياليزي مبتلا به خارش اورميك، انجام شد. بیماران به طور تصادفي و با ورود تدریجی در دو گروه مساوی به مطالعه وارد شدند و داروی کاپسیان 03/0 درصد يا دارونما را به مدت 4 هفته دریافت نمودند، قبل از شروع درمان و با فواصل يك هفتهاي از آغاز درمان از نظر شدت خارش، توزيع نواحی خارش دار و اختلال خواب نمرهدهي شدند. بعد از 4 هفته از شروع درمان، دارو به مدت 2 هفته قطع شد و گروهي كه دارو دريافت نموده بودند، دارونما و گروهي كه دارو نما دريافت كرده بودند تحت درمان با دارو قرار گرفته و مجدداً بررسي شدند. یافته ها : در این بررسی اختلاف ميانگين نمره عددي خارش قبل از دريافتکاپسیان و هفتههاي اول تا چهارم درمان از نظر آماری معنیدار بود(0001/0=P). اختلاف ميانگين نمره عددي خارش قبل از دريافت دارو نما، قبل از شروع درمان و در هفتههاي متوالي نیز معنیدار بود(0001/0=P). قبل ازشروع درمان، اختلاف آماری معنیداری بین دارو و دارونما وجود نداشت اما در هفته اول تا چهارم این اختلاف معنیدار بود(0001/0=P). نتایج حاصل از آنالیز آماری اندازه گیری مکرر نشان داد که با گذشت زمان، میزان کاهش شدت خارش، در گروهی که دارو مصرف میکردند، در مقایسه با دارونما بیشتر بوده است (0001/0= P).استنتاج : علیرغم تأثیر مناسب کاپسیان در کاهش خارش بیماران با توجه به تأثير مناسب دارونما در كاهش خارش اورميك و عدم بروز عارضه به دنبال مصرف آن در مقايسه با دارو و با توجه به اينكه دارونماي ما داراي خواص مرطوب كنندگي پوستي بود، لذا توصيه ميشود بيماران از مرطوب كنندههاي معمول موضعي به عنوان يكي از راهكارهاي درمان خارش اورميك استفاده نمايند. واژههای كليدي: مرحله نهايي نارسایی كليوي، همودياليز، خارش، كاپسایسین مولف مسئول: دکتر شهرام علا- ساری، کیلومتر 18 جاده خزرآباد مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم دانشکده داروسازی E-mail: sh204ala@yahoo.com1. فوق تخصص نفرولوژی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مازندران 4. فوق تخصص غدد، استادیار دانشگاه علوم پزشکی مازندران2. دکترای داروسازی بالینی استادیار و عضو مرکز تحقیقات علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مازندران 5. متخصص داخلی دانشگاه علوم پزشکی مازندران3. متخصص پوست، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مازندرانEتاريخ دريافت : 2/5/87 تاريخ ارجاع جهت اصلاحات : 12/6/87 تاريخ تصويب : 22/8/87
نویسندگان:
زهرا کاشی, علی شریف پور, ژیلا ترابی زاده
کلیدواژه ها :
چكيدهسابقه و هدف : کم کاری تیروئید يكي از شايعترين بیماریهای غدد داخلی است. کمبود هورمون های تیروئید ممکن است رشته های عصبی و عضلانی، سيستم ريوی و تهویه آلوئولی را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از این مطالعه بررسي تأثیر لووتيروكسين، برعملكرد سيستم تنفسي بيماران مبتلا به هيپوتيروئيدی مراجعه كننده به درمانگاه بیمارستان امام خميني بوده است.مواد و روش ها: این مطالعه به روش كارآزمايي باليني روی 50 نفر از بیماران مبتلا به هيپوتيروئيدي مراجعه كننده به درمانگاه غدد بيمارستان امام خميني ساری درسال 86- 1385 انجام شد. پس از اخذ شرح حال و معاینه بالینی، آزمایش عملکرد تیروئید شامل T4و TSH، آزمایش گاز های خون شریانی (ABG) ، عکس قفسه سینه و اسپيرومتری گرفته شد. اندکس های اسپیرومتری شامل FVC ،FEV1 ، FEV1/FVC ، FEF 25-75و PEF ثبت شد. سپس بیماران تحت درمان با قرص لووتيروكسين (μg/kg 6/1) قرار گرفتند. پس از اصلاح کم کاری تیروئید مجددا معاینه بالینی ، تستهای تیروئیدی و اسپیرومتری انجام شد. نتایج با استفاده از آزمون آماری Paired t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: 50 بیمار زن مبتلا به هیپوتیروئیدی 45- 15 ساله با میانگین سنی 4/13± 98/34 بررسی شدند. اندکس های ABG اندازه گیری شده قبل و بعد از درمان در محدوده نرمال قرار داشتند و تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود. میانگین FVC و FEV1 و FEV1/FVC و FEF 25-75و PEF قبل و بعد از درمان به طور معني داري متفاوت بود (به ترتيب02/0 P= و 005/0P= و 007/0P= و 002/0P= و0001/0P= ). استناج: نتایج نشان داد که درمان هیپوتیروئیدی با لووتیروکسین می تواند اثرات بسیار خوبی بر عملکرد ریوی و معیار های اندازه گیری شده در اسپیرومتری داشته باشد. واژه های كليدي : هیپوتیروئیدی، لووتیروکسین، اسپیرومتری، عملکرد ریوی E اين تحقيق طي شماره 83-85 در شوراي پژوهشي دانشگاه ثبت شده و با حمايت مالي دانشگاه علوم پزشكي مازندران انجام شده است. مولف مسئول : دکتر عذرا اخی: ساری، بلوار امیرمازندرانی، مرکز آموزشی درمانی امام خمینی- بخش داخلی Email:zr_akha@yahoo.com 1. فوق تخصص غدد و متابولیسم، استادیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران 2. فوق تخصص ریه، استادیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران3. فوق تخصص غدد و متابولیسم ، دانشیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران4. متخصص پاتولوژی، دانشیار گروه پاتولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران Eتاريخ دريافت : 25/4/87 تاريخ ارجاع جهت اصلاحات : 29/5/87 تاريخ تصويب: 22/8/87
نویسندگان:
مژگان تیمور زاده , زهرا کاشی, مهرنوش کوثریان
کلیدواژه ها :
چكيدهسابقه و اهداف : اندازه گیری قد و وزن کودکان و نوجوانان از منابع مهم اطلاعاتی و بهترین شاخص ارزیابی وضعیت رشد وتغذیه آنها و سلامت جامعه می باشد. این مطالعه به منظور بررسی قد و وزن ،نمایه توده بدنی( BMI ) و وضعیت بلوغ دختران شهر ساری در سال1386 انجام شد.مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی روی 1320 دختر 18-6 ساله مدارس ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان شهر ساری انجام شد. قد، وزن و وضیعت بلوغ دختران توسط افراد آموزش دیده بررسی و ثبت شد. همچنین نمايه توده بدن محاسبه و ثبت گردید. سپسZ-Score(SDS) وزن، قد و نمايه توده بدن افراد مورد مطالعه با استفاده از منحني استاندارد محاسبه و يافته ها با نمودار NCHS و همچنین یافته های مطالعه 1377 ساری مقایسه شد. جهت آنالیز داده ها از آمار توصیفی استفاده شد.یافته ها: با استفاده از نمودار NCHS، 1256نفر (2/95 درصد)از افراد مورد مطالعه قد نرمال (صدک 95- 5 درصد)داشتندووزن 1254نفر (95 درصد) از افراد درمحدوده صدک 95 درصد-5 درصدبود. 5/2 سانتيمتر افزايش رشد قدي و 7/2كيلوگرم افزايش وزن نسبت به سال 1377 ديده شد.BMI افراد در همه گروههای سنی(بجز 17 سالگی با SD05/0-( بالاتراز صدک 50 بودو میانگین سن شروع منارک 1/1±4/11 به دست آمد .استنتاج: نتایج مطالعه انجام شده در ساری نشان دهنده بهبود شاخصهای رشدی نسبت به مطالعه سال 1377 و نزدیک شدن به استانداردهای کشورهای توسعه یافته است. واژه های کلیدی : وزن، قد، BMI ، سن بلوغ، دختران، دانش آموز، ساری E اين تحقيق طي شماره 12-86 در شوراي پژوهشي دانشگاه ثبت شده و با حمايت مالي دانشگاه علوم پزشكي مازندران انجام شده است.مولف مسئول: دکتر عذرا اخی: ساری، خیابان امیر مازندرانی، مرکزآموزش درمانی امام خمینی (ره) Email: zr_akha@yahoo.com 1. فوق تخصص غدد و متابولیسم، استادیار گروه داخلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران 2. متخصص داخلی دانشگاه علوم پزشکی مازندران 3. فوق تخصص غدد اطفال، عضو مرکز تحقیقات تالاسمی و استاد گروه اطفال دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران Eتاريخ دريافت : 30/2/87 تاريخ ارجاع جهت اصلاحات : 11/9/87 تاريخ تصويب: 25/10/87
نویسندگان:
زهرا کاشی, فرشاد نقش وار , عذرا اخی, محمدحسین شهیدی
کلیدواژه ها :
مقايسه كفايت نمونه هاي تهيه شده از ندول تيروئيدي به روش نمونه گيري سوزني ظريف باآسپيراسيون،بدون آسپيراسيون و استفاده توام از دو روش ژیلا ترابی زاده +* (M.D.) زهرا کاشی ** (M.D.) فرشاد نقش وار * (M.D.) عذرا اخی ** (M.D.) محمدحسین شهیدی *** (M.D.) علیرضا خلیلیان **** (Ph.D.) سابقه و هدف: بيماريهاي تيروئيد یکی از مهمترین بیماریهای غدد مترشحه داخلی به شمار میرود. نمونهگيري سوزني ظريف با آسپيراسيون (FNA) غده تیروئید به عنوان اولين قدم بررسی ندولهای تیروئید شناخته شده است. كفايت نمونههاي به دست آمده، براي تشخيص صحيح آسیب شناسی ضايعات گرهي اهميت ویژهای داشته و يكي از مهمترين مسائلي كه بر كفايت نمونه تاثير ميگذارد، صدمه و خونريزي بافتي ناشي از آسپیراسیون در انجام FNA است. به نظر میرسد با استفاده ازنمونهگيري سوزني ظريف بدون آسپيراسيون(FNNA) این مشکل تاحدی برطرف خواهد شد. هدف از این مطالعه بررسي مقايسه كفايت نمونههاي تهيه شده از ندولهای تيروئيدي به دو روش FNA و FNNA بوده است.مواد و روشها : اين مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی، بر روی 200 نفر از بیماران مبتلا به گره تیروئید مراجعه کننده به درمانگاه غدد بيمارستان امام خميني(ره) ساری، در سال 86- 85 انجام شده است. براي هر يك از بيماران پس از معاينه و شرح حال دقيق و انجام سونوگرافی تیروئید، نمونهگيري به هر دو روش FNA و FNNA در يك زمان و توسط يك متخصص انجام شد. سپس میزان کفایت نمونهها در هر دو روشها بر اساس پنج معيارمربوط به سیستم امتیازدهی مایر (Mair scoring system) توسط یک متخصص آسیب شناسی مورد بررسی قرار گرفت. کلیه اطلاعات جمعیت شناختی و نتایج سونوگرافی، اندازه و تعداد گره، خونريزي زمينهاي، ميزان سلولاريته، ميزان استحاله سلولي، درجه صدمه سلولي و حفظ اجزاء سلولي و همچنین مجموع امتیازات حاصله ثبت شد. با استفاده از نرمافزار SPSS (11) و آزمون آماری ويلكاكسون، دو روش از نظر کفایت نمونه مورد مقایسه قرار گرفتند.يافتهها : 200 بیمار شامل189 نفر زن /94 درصد) و 11 نفر مرد(5/5 درصد) با میانگین سنی 3/12± 36/43 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی سلول شناسی نمونهها نشان داد که در مجموع در روش FNA ، 26 مورد (13 درصد) از نمونهها نامناسب برای تشخیص، 97 مورد (5/48 درصد) مناسب برای تشخیص و با کفایت و 77 مورد (5/38 درصد) مناسب و با کفایت بالا بودند. در روش FNNA نیز 32 مورد (16 درصد) از نمونهها نامناسب برای تشخیص، 96 مورد (48 درصد) مناسب برای تشخیص و با کفایت و 72 مورد (36 درصد) مناسب و با کفایت بالا بودند. با استفاده توام از دو روش FNA و FNNA در 9 مورد (5/4 درصد) نمونه غیر قابل تشخیص و در 191 مورد (5/95 درصد) نمونه به دست آمده مناسب برای تشخیص بود و این اختلاف در مقایسه با هر کدام از روشها به تنهایی، از نظر آماری معنیدار بود (0001/0P=). میانگین مجموع امتیازات متغیرها در روش FNA 3/2±82/5 و در FNNA 4/2±70/5 بود که این اختلاف نیز از نظرآماری معنیدار نبود. همچنین در هیچ یک از متغیرها نیز اختلاف بین دو روش از نظر آماری معنیدار نبود.استنتاج : درمطالعه حاضر برتری استفاده از روشFNNA نسبت به FNAمشاهده نشد با اینحال به نظرمیرسد استفاده توام از دو روش نمونهگیری FNA و FNNA ، کارایی نسبتا خوبی در تشخیص آسیب شناسی ضایعات تیروئید داشته باشد. چكيده
نویسندگان:
زهره حاج حیدری, عذرا اخی, سمیه اکبرزاده
کلیدواژه ها :
بررسی فراوانی دیستروفی چربی ناشي از انسولین نوترکیب انسانی زهرا کاشی +* (M.D.) زهره حاج حیدری**(M.D.) عذرا اخی *(M.D.) سمیه اکبرزاده ***(M.D.) چكيدهسابقه و هدف: دیستروفي چربی، عارضه باليني بالقوه ناشي از درمان با انسولين ميباشد و اعتقاد براين است كه فراوانی آن با استفاده از انسولينهاي نوترکیب انسانیکاهش یافته است. هدف از اين مطالعه تعيين فراوانی دیستروفي چربی ناشي از انسولين در بيماران ديابتي میباشد.در اين مطالعه که به صورت توصيفي- مقطعي (cross sectional)طی سالهای 86- 1385انجام شد، 220 بيمار ديابتي مراجعه كننده به مركز ديابت بيمارستان امام خميني(ره) شهرستان ساري که حداقل از سه ماه قبل از مراجعه تحت درمان با انسولين نوتركيب انساني قرار داشتند، تحت بررسی قرار گرفتند.مواد و روشها : ابتدا خصوصيات جمعیت شناختی و باليني بيماران دریک پرسشنامه ثبت شد و سپس تمامی بیماران جهت ارزیابی دیستروفي چربی مورد معاینه بالینی قرار گرفتند. در همه بیماران، هموگلوبین گلیکوزیله (HbAlC) جهت بررسي ميزان كنترل قند خون اندازهگيري شد. اطلاعات ثبت شده با استفاده از روشهاي آماري توصیفی و X2 , T-test ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.يافتهها : از کل 220 بيمار ديابتي تحت مطالعه، 35 بيمار (9/15 درصد) دیستروفي چربی ناشي از انسولين را نشان دادند كه از بين آنها 32 نفر (5/14 درصد) دچار هایپرتروفي چربی و 3 نفر (4/1 درصد) دچار آتروفي چربی بودند.عواملی نظیر سن، جنس، سطح تحصيلات، BMI ( شاخص توده بدنی)، نوع ديابت، طول مدت مصرف انسولين و محل تزريق، تاثیر معنیداری در پيدايش ديستروفي چربی ناشي از انسولين داشتند. (05/0P<).استنتاج : نتایج این مطالعه نشان داد که عليرغم مصرف انسولینهای نوترکیب انسانی، فراوانی دیستروفی چربی ناشی از انسولین به ویژه هایپرتروفی چربی، همچنان در سطح بالایی باقی مانده است. لذا معاینه منظم بیماران دیابتی جهت این عارضه جانبی خصوصا در افرادی که کنترل مناسبی از نظر سطح قند خون ندارند، ضروری است. واژه هاي كليـدي : دیابت، لیپودیستروفی، لیپوهایپرتروفی، لیپوآتروفی E اين تحقيق طي شماره 97- 85 در شوراي پژوهشي دانشگاه ثبت شده و با حمايت مالي دانشگاه علوم پزشكي مازندران انجام شده است.+ مولف مسئول : دکتر زهرا کاشی- ساری، مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) E-mail : Kashi_Zahra@yahoo.com* فوق تخصص غدد درون ریز و متابولیسم، استادیار دانشگاه علوم پزشکی مازندران